تبليغاتX
مثبت بی نهایت

شنبه 21 خرداد1390

prosperity

رفاه : یک کلمه لاتین است و معنایش جریان داشتن است. همه ما وقتی جریان داریم که درست فکر کنیم، درست حرف بزنیم، درست عمل کنیم و درست زندگی نماییم.
نوشته شده توسط سینا در 0:21 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 19 خرداد1390

بیست مورد از کم هزینه ترین لذت های دنیا

مطالبی که در این قسمت می خوانید توسط نازنین عظیمی تهیه و در نشریه موفقیت به چاپ رسیده است.

اگر کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را کمی بهتر کنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد نه پو ل زیادی.

1.گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.

2.سعی کنیم بیشتر بخندیم.

3.تلاش کنیم کمتر گله کنیم.

4.با یک تلفن به یک دوست قدیمی او را غافلگیر کنیم.

5.هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.

6.زمزمه کنیم و آواز بخوانیم.

7.برای کار هایی که ماه ها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه ریزی کنیم.

8. مجموعه ای از یک چیز ( تمبر، برگ ، سنگ، کتاب و ... ) را برای خود جمع آوری کنید.

9.گاهی از درخت بالا برویم.

10.احساس خود را درباره زیبایی ها به دیگران بگوییم.

11.گاهی کمی پابرهنه راه برویم.

12.گاهی نیمه شب ها از خواب بیدار شویم و از خدا به خاطر نعمت هایش تشکر کنیم.

13.در جلوی آینه بایستیم و خودمان را تماشا کنیم.

14.رنگ ها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم.

15.زیر باران راه برویم.

16.اگر می توانیم گاهی کنار رودخانه برویم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم.

17.تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه دهیم.

18.احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم.

19.گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

20.از هر آنچه داریم، خود و دیگران استفاده کنیم، ممکن است فردا دیر باشد.


نوشته شده توسط سینا در 1:46 |  لینک ثابت   • 

شنبه 27 شهریور1389

به مناسبت مهر ماه و به یاد خاطرات خوب دانشگاه علوم و فنون مازندران

 

آن هنگام که مدرسه می رفتم آغاز  ماه مهر برایم شروع یک اتفاق نامعلوم بود. خیلی هدفمند نبود .می رفتم تا درس بخوانم. تا شاگرد اول شوم و همیشه در این اضطراب بودم که باید نمره بیست بیاورم. بیست به چه خاطر و در پس این اتفاق به چه باید برسم اصلاً مهم نبود. پس دوران مدرسه من خاکستری بود. اما همه چیز از درون پیش دانشگاهی تغییر کرد. یکی از دوستانم ناخواسته باعث شد با دقت بیشتری به اطراف داشته باشم. با نگاهی متفاوت از گذشته و با امید به رشد همه جانبه و هدفمند کردن خودم برای آینده وارد دانشگاه شدم . بینشم باعث شد، دانشگاهی متفاوت و دوستانی فراموش نشدی پیدا کنم که زندگی امروز من هم با آنها گره خورده است. شعری که در ادامه می خوانید از دوست عزیزم نیما رحیمی است که در اسفند ماه  1381  هنگام خروج از گروه فرهنگی-هنری طلوع به دلیل مشغله های کاری و درسی سروده است. هر چند که او اکنون نیز فرد پرمشغله ای است اما هنوز یک دوست خوب برایم است.

تقدیم به بچه های خوب دانشگاه بخصوص دوستانم در گروه طلوع:

سـلامی گـرم دارم بـا شمـایان                           هنـرمندان فـرهنگ آشنـایان

طلـوعی های چون یک خانواده                         همه اخلاقشــان بر کف نهاده

شمـا هم همتان، یاران دیرین                          به گاه لحظه های تلخ و شیرین

به هر یک از شما دارم سلامی                         ســلامی دارم و اندک کـلامی

بگویم اول از آن مـرد مسئـول                          که نبود هیچ وقت اندر کفش پول                

که بهرنگ است نام کوچک او                       سرش چون قورمه سبزی می دهد بو

 یکی نشــــریه او کرده فــراهم                        کـه زد احـــوال دانـــشگاه برهـم

دوم سینـا رئیسی، مـرد مردان                        که چندی با طلـوع آمد به میـدان

سپس در کار خود چون غوطه ور شد                 همی مشروط گشت و در بدر شد

چو گشت از بنـد مشروطیـش آزاد                     دگـر بـار آمد و در کــار افتـاد

دگــر آن خانـم آزاد انـدیـش                             بـهاره با قــلم های پر از نیش

کاریــکاتور کشیدی روزگـاری                           رقیبــی آمد او شـد فــراری

پس از آن طنز ها کردی حکایت                       نصیـحت هاش بودی با شـکایت

ستـاره همنشـین دیگـری بود                         کمـی در فـلسفه او را سری بود

همیشه غـایب و نـایـاب بـودی                          سهیـل آسمـان را طـی نمودی

حسیـن اما همیشه حی و حاضر                     از این حیث اندر ایشان بود نادر

کـه او از زمـره رایـانـگـان بـود                             نمی دانم چرا در جمعشان بود

هرازگاهی که مطلب می نوشتی                      چپ اندر قیچی و میخی نوشتی

فروش نشریه چون در رسیدی                         به سعی او همیشه سـر رسیدی

دگـر آن طنـزپرداز جـوان بود                             که شیـرین نام هم بر زبان بود

که بـا اندیشـه وطـرح فـراوان                            ز مدت های پیش آمد به میدان

همی گویم از آن مرد سیه فام                        به نـام مجتبـی، آن لاغـر اندام

گهی در مشهد و گاهی به تهران                     گهی می رفت تا آن سوی ایـران

عـلـی همـخونه ای مجتبی بود                      کـه بـا درد نـوشتـن آشنـا بود

سمـانه گـرچه عضو آخـرین بود                      ولـی از دیر بـاز او همنشین بود

دگر مینــا همـان عضــو فراری                        نبـود انـدر میــان او را قـراری

نــدا عضـو جـدید دیگری بود                           که در کاریـکاتور او را سـری بود

مبــارک باد این روز و همـه روز                       همــه در کارتـان بـاشید پیــروز

نوشته شده توسط سینا در 23:9 |  لینک ثابت   • 

شنبه 27 شهریور1389

باغ زند

مکانی برای آرامش

تا به حال درباره لفور چیزی شنیده اید؟ ناحیه کوهستانی-جنگلی لفور بخشی از منطقه بابلکنار است که در 25 کیلومتری شهر بابل قرار دارد. البته راه دسترسی دیگری نیز از جاده فیروزکوه و منطقه شیرگاه دارد. در بخش جنوبی لفور سد البرز احداث گردیده است که می تواند جذابیت های توریستی منطقه را افزایش دهد. ناگفته نماند که منطقه به طور بالقوه بسیار زیباست و مکان مناسبی برای استراحت و تجدید قوای روحی  می باشد. در این منطقه روستایی باغ هایی وجود دارد که به واسطه داشتن خانه های ویلایی اجازه بهره گیری از این منطقه بی نظیر را فراهم می آورد. یکی از بهترین آنها باغ زند است که در15 کیلومتری سد و 500 متری رودخانه واقع شده است. اگر می خواهید کمی از دغدغه ها دور باشید به این منطقه بیایید.میتوانید تماس بگیرید و از تعطیلات خود لذت ببرید. 09112170810

نوشته شده توسط سینا در 22:49 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 10 شهریور1389

·         اگر طول عمر انسان با موفقیت هایش سنجیده شود بسیاری از ما در همان کودکی می مردیم.  "گوته"

·         اگر می خواهید خیلی پروتمند شوید، از تمرکز بر روی پول در آوردن دست بردارید. "مایک لیتمن"

نوشته شده توسط سینا در 2:58 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 10 شهریور1389

بازگشت به مثبت بی نهایت

هرگز نمیتوانی بگویی چقدر نزدیک شده ای

                                                             شاید وقتی دور به نظر می رسد،

                                                                                              نزدیک باشد.

دوستان سلام

بعد از یک دوره طولانی به سراغ وبلاگ خودم اومدم. علت عدم حضور این بود که می خواستم حرف هایی را  بزنم که حس شان کرده باشم و مطالبی را به نگارش در آورم که کاربرد بیشتری برای شما داشته باشد. از این پس بیشتر سعی میکنم کتاب های خوب و برای کسانی که وقت مطالعه ندارند کتاب های گویای مناسب در زمینه خودشناسی، مثبت اندیشی، جلوگیری از تفکر زائد و موفقیت را معرفی نموده تا خود با مطالعه صحیح و دقیق به رشدی همه جانبه دست یابید.

در ابتدا می خواهم کمی از جیم ران بگویم. وی دانشجوی انصرافی رشته ارتباطات دانشکده Brown واقع در ایالت مینسوتای آمریکا است که به مدت چهار دهه به دیگران آموزش راهبردی، رفتارشناسی، ارتباط موثر و موفقیت تجاری داده و ازشاگردانش  می توان از آنتنی رابینز و برایان تریسی نام برد.

او در سال 1985 از طرف انجمن سخن رانان ملی آمریکا به عنوان بهترین سخنران، موفق به دریافت جایزه گردید و از سال 2003 به عنوان مربی و عضو افتخاری موزه پاوِک جلسات آموزشی برگزار می کند.

کتاب " پنج قطعه ی اصلی از پازل زنده گی " از اوست که آقایان توحید فریدونی و رامین درگاهی توسط نشر ذهن آویز در سال 1388 آن را ترجمه و چاپ نموده اند. در این کتاب جیم ران با رویکردی رفتارشناسانه به بیان پنج عنصر اساسی و بنیادین در زندگی میپردازد که عبارتند از : بینش، منش، اقدام، دست آورد و شیوه زندگی.

به دلیل خرد کلام جیم ران که باید عمیق مطالعه شود و برای هر شخص پیام خاصی دارد از توضیحات بیشتر خودداری کرده و شما را به مطالعه کتاب دعوت می کنم.

 

نوشته شده توسط سینا در 2:56 |  لینک ثابت   • 

شنبه 12 بهمن1387

اصول نگرش

لحظه ای که میخواهیم چیزی را باور کنیم تمام دلایل موافق آن را می پذیریم و از تمام دلایل مخالف با آن چشم پوشی می کنیم. (یورگن پورشنوف)

تا به حال در باره باورها و نگرش های موجود در زندگی خود به دقت فکر کرده اید. فکر در مورد اینکه چگونه زندگی میکنید و چه چیز از زندگی میخواهید و زندگی چه چیز در اختیار شما قرار داده است . آیا تا به حال مسئولیت زندگی خود را بر عهده گرفنه اید یا اینکه آن را به شرایط نسبت داده اید و خود را مبرا کرده اید. دوستان تا زمانی که بینش شما نسبت به زندگی درست نباشد به مطلوب نهایی نمی رسید. نگرش مثبت به شما کمک خواهد کرد تا راحت تر به مسائل نگاه کنید. گاهی اوقات تمام درها را بسته می بینید. اول از خود سوال کنید شما چه کارهایی برای درست اجرا شدن هدفتان در پیش گرفته اید. آیا اصلاً هدف خود را درست انتخاب کرده اید. حتماً این را می دانید اهداف باید مشخص و خاص شما باشند یعنی نباید بر گرفته از خواسته دیگران باشد یعنی در شما باید اشتیاق ایجاد کند . برای شما قابل دسترس باشد یعنی اگر شما۵۰ میلیون داشته باشید نمی توانید باپنجاه میلیون تومان یک آپارتمان در تهران خریداری نمایید اما در شهرستان امکان آن وجود دارد. دارای زمانبندی باشد. مثلاً شما تا ۳۰سال آینده اگر درست کار کنید و حتی اگر یک کارمند باشید می توانید یک آپارتمان در گوشه ای از ایران خریداری نمایید. اما هدف استفاده درست از وقت است . وقت طلا نیست بلکه ارزشی بیش ازاینها دارد. پس بیایید دمی بایستیم و فکر کنیم چگونه میتوانیم از شر مشکلات مالی خویش برهیم. بیشتر ما می ترسیم چیزی بخواهیم و عاقبت اگر چیزی بخواهیم به اندازه کافی اصرار نمی کنیم. گاهی اوقات بیاییم بچه باشیم برای رسیدن به اهدافمان لج کنیم.

موفق باشید. 

نوشته شده توسط سینا در 14:27 |  لینک ثابت   • 

شنبه 16 آذر1387

تصویر ذهنی خود را عینی کنید

شاید برای شما سخت باشد تصاویر ذهنی خود را به مرحله ظهور برسانید تا چه رسد به اینکه آن را اجرا کنید.  حال چه باید کرد؟ ایجاد و طرح یک نقشه راه حل خوبی است. من خیلی ها را می شناسم که از مدرک علمی و موقعیت شغلی خوبی برخوردارند ولی دست به اقدام نمی زنند.                                من اعتقاد دارم باید شروع کرد تا به هدف رسید . در اینجا برای رسیدن به تصاویر ذهنی اول باید به آنها سامان داد و دور یا نزدیک بودن آنها ( اهداف بلند مدت و کوتاه مدت ) را تعیین کرد. در کل می توان    مزیت های این کار را اینگونه بر شمرد: ۱. وادار کرد مغز به فعالیت ۲. از بین بردن آشفتگی ذهنی          ۳. تمرکز روی موضوع  ۴. امکان سازمان دهی موضوع  ۵. ایجاد تصویری از جزئیات ۶. حرکت به سمت هدف.  ایجاد نقشه ذهنی چگونه؟  اینکه آنچه در ذهن دارید را روی صفحه کاغذ بنویسید یا به تصویر بکشید. هر چیز. لازم نیست نقاش خوبی باشید می توانید از یک تصویر از پیش تعریف شده (عکس ) استفاده کنید یا به کمک رایانه آن را خلق کنید. بگذارید ذهن شما فعالیت کند تا هر آنچه رادوست دارید بدون جزئیات بر صفحه نمایان کنید. دیدن تصاویر بهتر از دیدن کلمات  روی کاغذ است. حال روی موضوعات مطرح شده فکر کنید. این کار به زمان نیز دارد. در ابتدا توصیه می کنم دو ساعت روی کلیات موضوعات مطرح شده توسط ذهنتان فکر کنید و آن ها را طبقه بندی کنید. حال به کار های دیگر خود برسید اما روی نقشه اولیه ایجاد شد فکر کنید.                                                                                                تا شما به کارهای خود می رسید و به طرح اولیه و درست طبقه بندی کردن موضوعات فکر می کنید من هم به کارهای دیگر خود میرسم. تا دیداری دیگر.

نوشته شده توسط سینا در 22:34 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 10 آذر1387

چند نکته مهم

  • افرادي كه زمان را در انتظار شرايط عالي از دست مي دهند هرگز موفق نمي شوند. "مارك فيشر"
  • معيار واقعي بودن تصميم آن است كه دست به عمل بزنيد. " آنتوني رابينز"
  • افرادي كه از ريسك كردن مي ترسند به جايي نمي رسند. "مارك فيشر"
  • رحمت خداوند ممكن است تاخير داشته باشد، اما حتمي است. " آنتوني رابينز"
  • زندگي ميخواهد بداند كه شما از آن چه انتظاري داريد. "مارك فيشر"
  • در زندگي شكست وجود ندارد بلكه فقط نتيجه موجود است. " آنتوني رابينز"
  • بسياري از مردم از اينكه چيزي بخواهند مي ترسند و بسياري از مردم وقتي چيزي مي خواهند خيلي روي آن پافشاري نمي كنند. "مارك فيشر"
  • نه موفقيت و نه شكست يك شبه ايجاد نمي شود. " آنتوني رابينز"
  • تمام كساني كه ثروتمند شدند كاملا باور داشتند كه مي توانند ثروتمند شوند. "مارك فيشر"
  • وقتي هدف روشني داشته باشيم احساسي عالي به ما دست مي دهد. " آنتوني رابينز"
  • ترس باعث ميشود مردم به روياهاي خود نرسند. "مارك فيشر"
نوشته شده توسط سینا در 15:44 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 14 آبان1387

بدون شرح

نوشته شده توسط سینا در 1:43 |  لینک ثابت   •